استارتاپبرای فکر کردن
موضوعات داغ

ارزش با عمل، خلق می‌شود

نگاهی متفاوت به کار کردن!

فراموش کردن این اصل آسان است. بسیاری از فعالیت‌ها—مانند کامنت گذاشتن در Hacker News، توییت کردن، خواندن اخبار تأمین مالی شرکت‌ها، یا قهوه خوردن با دوستان [۱]—اگرچه شبیه کار مفید به نظر می‌رسند، اما در واقع شبه‌کار هستند. (اگر اینها را کار واقعی می‌دانید، عمیقاً به ارزشی که در شغل خود خلق می‌کنید فکر کنید!) این فعالیت‌ها در حد متعادل مفیدند—مانند شبکه‌سازی یا الهام‌گیری از ایده‌های جدید—اما به خودی خود خالق ثروت نیستند.

 

ارزش زمانی شکل می‌گیرد که شرکتی محصولی می‌سازد و آن را به مشتری می‌فروشد. به عنوان یک قانون کلی، بهتر است در موقعیت‌هایی قرار بگیرید که مستقیماً با اقدامات مولد مرتبط هستید. 

 

البته انتخاب مسیر درست حیاتی است. ساخت نرم‌افزاری که هیچ نیازی را برطرف نمی‌کند، ارزشی خلق نمی‌کند—این یک «پروژه دانشجویی» است. بنابراین یافتن مسیر صحیح اهمیت بالایی دارد، و استراتژیِ درست بسیار ارزشمندتر از آن است که بسیاری تصور می‌کنند. اما استراتژی به تنهایی بی‌ارزش است—ارزش نهایی در اجرای آن نهفته است.

گفتگو درباره ساخت استارتاپ، بسیار ساده‌تر از راه‌اندازی واقعی آن است—و البته لذت‌بخش‌تر! اما با گذشت زمان، تفاوت بین «لذتِ حرف» و «رضایتِ عمل» آشکار می‌شود. اقدام عملی به طرز دردناکی دشوار است—به همین دلیل است که مثلاً می‌توانید ایده‌هایتان را بدون نیاز به قرارداد محرمانه (NDA) بازگو کنید، یا اکثر اختراعات هرگز به ثمر نمی‌رسند. چرا که ارزش واقعی (و البته دشواری) در اجراست.

 

ترفندهای خوبی برای صادق نگه داشتن خود در اینجا وجود دارد:

– وقتی شرکتی را مدیریت می‌کردم، هر شب لیستی از کارهای انجام‌شده تهیه می‌کردم. جالب بود: گاهی روزی پرجنب‌وجوش داشتم، اما در عمل هیچ کاری به پایان نرسانده بودم! برعکس، روزهایی که آرام به نظر می‌رسیدند، گاه منجر به ۳-۴ دستاورد کلیدی می‌شد.

– همانند توصیه ماکیاولی: «مرتکب اشتباهات جاه‌طلبانه شوید، نه خطاهای ناشی از تنبلی. قدرتی برای اقدامات جسورانه پرورش دهید، نه تحمل رنجِ روزمرگی.»

 

شما آنچه را که اندازه گیری می کنید می سازید! اگر بهره وری خود را با تعداد جلساتی که در یک روز دارید اندازه گیری کنید، جلسات زیادی خواهید داشت. اگر خود را با رشد درآمد یا تعداد سرمایه گذاری های بسته شده یا چیزی شبیه به آن بسنجید، احتمالا جلسات کمتری خواهید داشت.

نمونه دیگری از شبه‌کار این است که هر شب در سانفرانسیسکو، مهمانی‌های شامی برگزار می‌شود که در آنها حضار درباره آینده بشر—مثلاً ضرورت سفر به فضا—بحث می‌کنند. بحث‌ها جذاب و معمولاً بدون تنش است، اما در پایان، همه به خانه می روند و روی چیز دیگری کار می کنند.!

 

پاسخ ساده است: اگر باور دارید سفر به فضا مهمترین مأموریت بشر است، همین امروز دست به کار شوید. اگر نمی‌دانید چگونه صدها میلیون دلار جذب کنید، به اسپیس‌ایکس بپیوندید (عضویت در یک شرکت بزرگ، بسیار بهتر از تأسیس یک استارتاپ متوسط است!). اگر عاشق ساخت نرم‌افزار سازمانی هستید، تمام انرژی خود را روی آن متمرکز کنید. [۲]

 

اگر این متن را می‌خوانید و احساس می‌کنید بهره‌وری کافی ندارید، خبر خوب این است: کافیست همین حالا مرورگر را ببندید. اصلاح مسیر آسان است—و حس رضایت آن بی‌نظیر است.

 

[۱] وبلاگ‌نویسی: این فعالیت را در مرز بین شبه‌کار و کار مفید می‌دانم. دلیل شروع آن، بهبود مهارت نوشتن بود—کاری که در ابتدا در آن ضعیف بودم. امروز، گاهی همین نوشته‌ها باعث آشنایی با کارآفرینان الهام‌بخشی می‌شود.

 

[۲] این به معنای هیچ نوع قضاوت ارزشی نسبی نیست. اگر کاری که می خواهید انجام دهید ایجاد یک شرکت نرم افزاری سازمانی است، باید این کار را انجام دهید. مشکل زمانی پیش می‌آید که چیزی که واقعاً می‌خواهید انجام دهید ساخت موشک است!

بسیاری از مردم احساس می‌کنند که ابتدا باید کاری برای کسب درآمد انجام دهند و سپس کاری را که برایشان مهم است انجام دهند (یا ابتدا قبل از راه‌اندازی شرکتی که واقعاً می‌خواهند شروع کنند، مدتی در یک شرکت کار کنند). در حالی که مطمئناً باید قبل از هر چیز از خانواده خود مراقبت کنید، باید سعی کنید روی چیزی که واقعاً به آن اهمیت می دهید کار کنید. معمولاً می توانید راهی پیدا کنید. خطر این است که زندگی کوتاه است و شما فقط می توانید در طول یک دوره حرفه ای روی تعداد کمی از شرکت ها کار کنید – ارزش آن را دارد که آنها را به درستی انتخاب کنید.

منبع: https://blog.samaltman.com/value-is-created-by-doing

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا