
الکترونها و اتمها: پیوند دنیای دیجیتال و فیزیکی
چگونه موفق ترین استارتاپ ها ساخته می شوند؟
اخیراً یکی از دوستانم لیستی از شرکتهای نوپایی را که در آستانه رشد انفجاری هستند، درخواست کرد. هنگام تهیه این لیست، متوجه شدم تنها ویژگی مشترک تمامی این شرکت ها، ایجاد پلی بین دنیای مجازی و فیزیکی است. برای اطمینان بیشتر، سه دوره اخیر شرکتهای شتابدهنده Y Combinator (با وجود خطاهای احتمالی) را بررسی کردم و دریافتتم که شرکتهای برتر هر دوره نیز از همین الگو پیروی میکنند.
دو الگوی کلیدی برای این پیوند وجود دارد:
۱. مدل Uber (سرویس درخواست خودرو) : با فشردن دکمهای در اپلیکیشن، رویدادی در دنیای واقعی رخ میدهد.
۲. مدل Airbnb (اجاره آنلاین اقامتگاه): استفاده از پلتفرمی برای سادهسازی فرآیندی که پیش از این امکانپذیر اما بسیار پیچیده بود.
در هر دو مورد، هسته موفقیت حذف اصطکاک از تجربیات روزمره است. پیش از این، سفارش تاکسی مستلزم تماس تلفنی، انتظار نامشخص و پرداخت نقدی بود. امروز با چند لمس صفحه، خودرویی دقیقاً در مکان و زمان مورد نظر حاضر میشود.
حتی Facebook نمونهای از این الگوست: این پلتفرم، هویت واقعی و روابط انسانی را به فضای دیجیتال منتقل میکند تا تعاملات اجتماعی سادهتر، همیشگی و در دسترس باشد. موفقیت خیرهکننده آن در مقایسه با پلتفرمهای کاملاً مجازی مانند SecondLife یا شبکههای اجتماعی اولیه مانند MySpace (با هویتهای غیرواقعی)گویای این واقعیت است. Amazon را نیز میتوان پیشگام این جریان دانست—پلسازی بین خرید آنلاین و تحویل فیزیکی کالا.
نکته کلیدی اینکه شرکتهای منحصراً مجازی یا کاملاً فیزیکی، معمولاً عملکرد ضعیفتری دارند. این شکاف در حوزه فناوری محسوستر است، چرا که اولاً کسبوکارهای سنتی (مانند آرایشگاهها) کمتر در چارچوب استارتاپها جای میگیرند، و ثانیاً شرکتهای سختافزاری بدون مولفه دیجیتال قوی، معمولاً با استقبال کمتری مواجه میشوند. البته این پیوند طیفی است—بسیاری از استارتاپهای دیجیتال به نحوی با دنیای واقعی تعامل دارند، اما هرچه این ارتباط عمیقتر و کاربرمحورتر باشد، شانس موفقیت به شکل نمایی افزایش مییابد.
این مفهوم، بازتابی مدرن از نظریه معروف مارک آندریسن است: “نرمافزار در حال بلعیدن جهان است.” اما برای تحقق این شعار، نرمافزار باید در دنیای واقعی نفوذ عملیاتی داشته باشد. دو عامل کلیدی این تحول را سرعت بخشیدهاند:
۱. گسترش گوشیهای هوشمند که در دستان همه قرار دارند
۲. گذار فرهنگی در پذیرش زندگی دوگانه (فیزیکی-مجازی) که از حدود ۲۰۱۵ شتاب گرفت.
احتمالاً بسیاری از زمینهها وجود دارد که این مورد کاربرد ندارد – برای مثال نرمافزارهای سازمانی و ابزارهای توسعهدهنده – و مثالهای متقابل واضحی مانند Google وجود دارد. اما به عنوان یک قاعده کلی، به نظر می رسد ارزش آن را دارد که در حین راه اندازی کسب و کارهای جدید، آن را در نظر بگیرید.
منبع: https://blog.samaltman.com/electrons-and-atoms